خرید بک لینک
حسن آقامون 20 ساله شد :) پسر خوبیه فقط عیبش اینه که تا ساعت 11-12 میخوابه همیشه :) تولدش رو تبریک میگم..پسر خوبیه واقعا.. خدا حفظش کنه..خدا توی قرآن به موسی میگه:تورا به وسیله برادرت قوی دست میکنیم و برایتان سلطه ای قرار میدهیم که با وجود آیات ما به شما دست نیابند؛ شما و هرکه شما را پیروی کند، پیروزید.پ.ن: تنها اسمی که دوست داشتم غیر از اسم خودم برام انتخاب میکردن، حسن بود :)پ.ن: یادش بخیر باهم می رفتیم دانشگاه، کلی باهاش کلاس میذاشتم :))پ.ن: یادش بخیر http://www.bibakmusic.com/14125/music-rezaادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رضا پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 20:58

وقتی دانشجوی لیسانس دانشگاه باهنر بودم، یه پراید داشتیم که بعضی وقتا باهاش می رفتم دانشگاه (البته اولا که یه دونه پیکان سبز داشتیم) یه روز تو مسیر برگشت به خونه، توی بزرگراه و پشت چراغ قرمز، یه پیکان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رضا پارسامنش تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 23:32

حسن بررسی از مرجع آقامون طبق کپی رایت 20 ساله شد :) پسر خوبیه فقط عیبش اینه که تا ساعت 11-12 میخوابه همیشه :) تولدش رو تبریک میگم.. پسر خوبیه واقعا.. خدا حفظش کنه.. خدا توی قرآن به موسی میگه: تورا به وسیله برادرت قوی دست میکنیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رضا پارسامنش تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 23:32

این آخر هفته، اولین آخر هفته ای بود که بعد از یکی دو ماه، خونه بودیم.. هفته گذشته آخر هفته رو رفتیم کیش و به لطف دوستان یک عدد اتومبیل هم داشتیم که بتونیم باهاش تمام جزیره رو بگردیم.. جزیره کیش توی پاییز واقعا شگفت انگیز و خوش آب و هواست.. درست مثل اوایل بهار در تهران هست.. که گاهی بارون شدید و گاهی هم آفتاب داغ.. برای دومین بار بود که کیش می رفتم و اونجا تا میتونستیم ماهی خریدیم و اجناس حراج شده رو :) خلاصه اینکه واقعا توصیه اکید می کنم توی این سه چهار ماه پیش رو جزیره کیش رو از دست ندین.. پ.ن: توی جزیره سوار شاتل دریایی شدیم و چنان هیجانی داشت که واقعا در وصف نگنجد! وسطش داشتم پشیمون میشدم از بس که آب خلیج فارس رو خوردم و هر لحظه استرس پرت شدن وسط دریا رو داشتم. همسر بنده نیز به نحو شگفت انگیزی پایه بودند و خلاصه اینکه به سلامتی رسیدیم به ساحل! و جالب اینکه یکی دو تا گروه بعد از ما پرت شدن وسط دریا :)) پ.ن: اگه کیش رفتین، بازار ماهی فروشها، بازار عرب ها و تفریحات دریایی رو حتما تجربه کنین.. پ.ن: چون خیلی مدت سفر کوتاه بود، غواصی موند رو دلمون :( + نوشته شده در جمعه دهم آذر ۱۳۹۶ساعت 22:44 توسط حسین تقی زاده | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رضا پارسامنش تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 14:09

ساعت 8 صبح کلاس دارم ولی شب تا حدود ساعت 3 با همسر محترم درباره خانه قدیمی پدربزرگهایمان حرف میزنیم.. از شوقی که برای رفتن به خانه آغبابا داشتیم می گویم.. وقتی می رسیدیم درِ بزرگ چوبی خونه آغبابا را میزدیم و یکی می آمد و کُلون در را باز می کرد و ما از توی پنجره آهنیِ کنار در، سلام می کردیم و می دویدیم توی دالونی که یک سمتش خانه بود و یک سمتش هرچه فکر میکنم یادم نمی آید که چه بود! توی دالون نان خشکادامه مطلب

برچسب: خانه,آغبابا, نویسنده: رضا پارسامنش تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1396 ساعت: 21:02

همسر محترم، شله زرد می پزند و می رویم جنوبِ شهر برای توزیع! یعنی یک عالمه آدم بیچاره فقیر و اغلب معتاد توی پارک ها و پیاده روهای پایین شهر هستند که واقعا پیدا کردن یک وعده غذا هم برای شان سخت است. ما که چند تا ظرف بیشتر نداشتیم و پنج دقیقه ای همه چیز تمام شد ولی توی راه برگشت اطراف خیابان مولوی و میدان شوش و ... اینقدر از اینجور آدم ها دیدیم که حالمان گرفته شد. همه جای دنیا همین خبر است اما سرما ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رضا پارسامنش تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1396 ساعت: 21:02

ببخشيد.. تنبل شدم اساسي! تصميم داشتم تو مرحله جديد از وبلاگنويسيم، از قديمها بنويسم و خاطرات بچهگي، ولي تا الان كه حوصلهم نذاشته! (به قول مامان بزرگم غيرتم نِمِله :)))) ) از هر كدوم از دوستان وبلاگ نويسم كه ميپرسم يا به وبلاگهاشون سر ميزنم، رغبت چنداني واسه بهروز كردن وبلاگ نميبينم ازشون.. چوم.. تو اين چند وقت غير از هزار تا سفر (زاهدان؛ اردبيل؛ رشت؛ خوزستان؛ مشهد و ....) و حملهاي كه بهادامه مطلب

برچسب: سلام, نویسنده: رضا پارسامنش تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1396 ساعت: 21:02

عجب آهنگ باحالي خونده محسن چاوشي.. آهنگ اي دريغا.. عالي بود.. خيلي وقته كرمان نرفتيم؛ دلم برا همه مخصوصا آقا رضايِ نامردِ عشقي تنگ شده.. برادرِ همسرِ محترم هم كه چندوقتي هست مريض احوال هستن و بيشتر از هميشه دوست دارم ببينمش.. انشاالله عيد فطر ميريم و حداقل 4-5 روزي كرمان هستيم.. هادي شجاعي روهم ميبينم :) پ.ن: بقيه دوستان هم وقت بگيرن از مسئول دفتر امور وقتهاي بنده براي ديدن من :)) + نوشته شده درادامه مطلب

برچسب: دريغا, نویسنده: رضا پارسامنش تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1396 ساعت: 21:02

نسيمي جانفزا ميآيد؛ بوي كرب و بلا ميآيد..

به جان مادرم ممكن نيست؛ كه دست از عشق تو بردارم..

شاه سلامعليك؛ آقا سلامعليك...

برچسب: نویسنده: رضا پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 19:14

پدر بزرگوار آقا محمدهادی شجاعی دوست عزیز و بزرگوارم بعد از تحمل رنج و درد ناشی از جنگ، چند روز پیش به همرزمان شهیدشان پیوستند.. روح شان شاد و بهترین جای بهشت نصیب شان انشالله.. آقا حاج محمد بهترین دوست من است. آقا حاج محمد را فقط من می گویم.. خودش که می گوید: من نه حاجی هستم نه محمد! ولی من دوست دارم بهترین دوستم را آقا حاج محمد صدا بزنم؛ حتی اگر بقیه بگویند محمدهادی یا آقای شجاعی یا هرچیز دیگر.. محمدهادی شجاعی بهترین دوست دوران زندگی من بوده و هست و البته طبق اذعان خودش، اینجانب بهترین و صمیمی ترین و عزیزترین رفیقش هستم :)) الان حدود 5 سال نیم است که هم را مادامه مطلب

برچسب: حاج آقا محمدی,حاج آقا محمدی عمو پورنگ,حاج آقا محمدي,حاج اقا محمدی اپارات,حاج آقا محمد دوست,حاج آقا محمدی دوست,حاج آقا میرزا محمدی,سخنرانی حاج آقا محمدی,کلیپ حاج آقا محمدی,مداحی حاج آقا محمدی 3gp, نویسنده: رضا پارسامنش تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 3:09

مادرخانم اينجانب حدود يك ماه پيش آمدند تهران.. و چقدر حال ميدهد كه مادرِهمسر، يك انسان فوقالعاده با انرژي، پايه و شاد و اكتيو و طلا باشد.. كلي باهم گشتيم و حال كرديم و خنديديم.. از اينكه ما را قابل دانستند و تشريف آورند ممنون استيم و سپاسگزار.. همهجاي تهران را با هم گشتيم.. عصرهايمان پُر بود از يك عالمه جاهاي جديد و گشت و گذار.. مجتمع كوروش بيادب! كهفالشهداء باراني و چندباره؛ پارك نهجالبلاغه سخت؛ مسجد حضرت امير؛ پارك طالقاني و جوجه و ممد دماوندي! قم و يك ميهماني شاهانه؛ جمكران؛ برج ميلاد تا آن بالا و ميهماني؛ بازار و خريد و آش؛ محله جواديه و ادامه مطلب

برچسب: مادر خانم,مادر خانومی,مادر خانم نامداری,مادر دیلا خانم,كردن مادر خانم,پیام تسلیت مادر خانم, نویسنده: رضا پارسامنش تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 19:20

پدرخانم مهربان اينجانب براي مدت سه روز تهران بودند.. و از قضا همان روزي تشريف آوردند كه ما قصد سفر به شمال را داشتيم. و با هم رفتيم.. و به به؛ كه چقدر خوش گذشت.. شب را رشت بوديم و صبح رفتيم بندرانزلي؛ منطقه آزاد؛ دريا و ... منطقه آزاد انزلي مثل بقيه مناطق آزاد، باكلاس و جذاب نبود ولي خيلي خرج گذاشت روي دست ما.. تالاب انزلي هم خيلي جذاب و ديدني بود.. روز بعد هم فومن و قلعهرودخان و ماسوله بوديم.. بينظير بود قلعهرودخان.. كنار قلعه درحال اسكيمو خوردن نزديك بود به پايين دره پرتاب شوم كه همسر محترم و پدرهمسر محترم و يك نفر ديگر پريدند و مارا نجات دادند.. يكي ميادامه مطلب

برچسب: پدرخانم,پدرخانم سیدحسن,پدرخانم فردوسی پور,پدرخانم حسن,پدرخانم عادل فردوسی پور,پدرخانم دایی,پدرخانم خاتمي,پدرخانم خاوری,تسلیت پدرخانم, نویسنده: رضا پارسامنش تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 19:20

من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه
ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد

من خسی بی سرو پایم که به سیل افتادم
او که می رفت مرا هم به دل دریا برد

برچسب: name,meaning,m,gif,and justice for all,definition,like clockwork,l,meme,es6, نویسنده: رضا پارسامنش تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 19:20

مثل همیشه با استقبال گرم زمان ورود به خانه مواجه نمی شوم! خبرهایی هست! توی اتاق، همسر محترم تدارک یک جشن تولد را دیده است! و دقیقا مثل فیلم ها برخورد می شود با اینجانب در روز تولدم J همسر محترم تمام دار و ندارش را داده تا بهترین هدیه ممکن را برایم تهیه کند.. این اولین بار نیست که این کار را می کند. از ابتدای آشنایی و عقد و ازدواج و تا به امروز همیشه روال همین بوده.. این بار اما کاری کرده بود که من وقت شام، خیره بمانم به در و دیوار! توی ذهنم می پرسم، می شود مگر جبران کرد این همه محبت را! این همه از خودگذشتگی را! دنبال می کنم اتفاقاتی که توی این چندسال افتاده و ایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رضا پارسامنش تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 19:20

يعني آدم بايد سرش بذاره وَر زمينا بميره از اي گرونيِ اجارهها!

پوكونده شديم رفت!

حالا قيمت بالا بماند؛ اصلا موردهاي خوبي پيدا نميشه كه به درد بخور باشه!

چوم..

اينجور وقتها خيلي دلم هواي كرمان رو ميكنه..

اگر كرمان بوديم حداقل دغدغه خونه و اجارههاي وحشتناك رو نداشتيم..

بگذريم..

اوه! آقاي رئيس اومد!

خداحافظ :)

برچسب: نویسنده: رضا پارسامنش تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 19:20

صفحه بندی