خرید بک لینک
وقتی دانشجوی لیسانس دانشگاه باهنر بودم، یه پراید داشتیم که بعضی وقتا باهاش می رفتم دانشگاه (البته اولا که یه دونه پیکان سبز داشتیم)

یه روز تو مسیر برگشت به خونه، توی بزرگراه و پشت چراغ قرمز، یه پیکان قدیمی داغون اومد زد پشت ماشین من!

پیاده شدیم.. ماشین من زیاد خراب نشده بود ولی رادیاتور پیکانه سوراخ شده بود و خیلی آب میریخت و بخار میزد بیرون!

خلاصه گفتم وایسا پلیس بیاد؛

زنگ زدم و گفت میاد..

یه دفعه یارو نشست پشت ماشینش و فرار کرد!

منم افتادم دنبالش :))

همینجوری که دنبالش میرفتم زنگ زدم پلیس.

گزارش دادم که داره فرار میکنه. پلیس هم گفت بیخیال شو. ولی بازم دنبالش کردم.

تو مسیر همش زنگ میزدم پلیس و گزارش لحظه ای میدادم :)))

پلیس میگفت مگه دیوونه شدی افتادی دنبالش!

منم بیخیال نمیشدم.

بیچاره منو میدید که افتادم دنبالش، سرعتش رو بیشتر میکرد و عین خیالش نبود که رادیاتورش سوراخه!

خلاصه نزدیکیای خروج از شهر، یه دفعه پیچید تو یه فرعی و زد به یه دونه ماشین دیگه!!!

اون ماشینم افتاد دنبالش :)))

رفتیم تو خاکی و بازم زنگ زدم پلیس..

پلیس گفت: خواهش میکنم دیگه نرو دنبالش؛ معلوم نیست راننده پیکانه چی مصرف کرده و از این حرفا!

خلاصه هر دو تامون بیخیال شدیم که دنبالش بریم.

رفته بود تو یه منطقه خیلی خفن :)) ترسیدیم ادامه بدیم..

همین :)

اون ماشین رو حدود 3 میلیون خریدم و یکی دو سال پیش حدود 11 میلیون فروختمش :))

پ.ن: یه بار دیگه هم با محمدهادی شجاعی، وقتی که پژو داشتیم بررسی از مرجع تصادف طبق کپی رایت کردیم و یکی از پشت زد بهمون.. درست همونجایی که قبلیه زده بود :))) اینم پیکان بود و دلش میخواست فرار کنه که نتونست:)))

برچسب: نویسنده: رضا پارسامنش تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 23:32

صفحه بندی